المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

182

التنبيه والإشراف ( فارسي )

و حادثه‌هاى ديگر نيز داشتند كه مبدأ تاريخ بود . نصارى نيز مولد مسيح و ديگر حوادث او را مبدأ تاريخ كرده‌اند . مردم هند و مردم چين و اقوامى كه همانند ايشان قائل به قدم و ازليت عالم بوده‌اند ، طوفان جهانگير و تفرقهء زبانها را منكرند و مبدأ تاريخ خويش را شاهان قديم و حوادث معتبر دوران ايشان كرده‌اند كه وصف آن در اين كتاب ميسر نيست و شرح آن را در كتابهاى سابق خويش آورده‌ايم . در قسمت عليا و مشرق هندخانهء معروف به بيت الذهب كه پس از ظهور بدّ اول بوده مبدأ تاريخ است و آغاز آن دوازده هزار سال ضرب در سى و سه هزار سال بوده است . اين همان خانه است كه اسكندر پسر فيليپس پس از كشتن فور پادشاه هند داخل آن شد و خبر آن را با عجايب كه در آنجا ديده بود براى ارسطاطاليس نوشت و ارسطاطاليس نامه‌اى را كه بعنوان نامهء بيت الذهب معروفست در جواب او نوشت كه آغاز آن چنين بود : « به اسكندر شاه شاهان از بندهء او ارسطاطاليس ، اما بعد ، عجائب بيت الذهب هند و بناى مرتفع آن را كه با انواع جواهر مزين است و طلاى سرخ آن چشم را خيره مىكند و همه جا مشهور است در نامهء خود ياد كرده بودى و من اى پادشاه به تو مىنويسم كه با توجه بمسائل مهم علوى و زمينى كه بدان معرفت دارى ، از چيزى كه دست انسانى در ايام كوتاه ساخته‌است شگفتى نكنى بلكه به بالا و زير و راست و چپ نظر كنى و آسمان و صخره‌ها و كوهها و درياها و عجايب صنع آن را بنگرى كه بناى مرتفع آن به آهن تراشيده نشود و منجنيق در آن رخنه نكند و جسم ضعيف در مدت كوتاه آن را بنا نكند . » در دنبالهء رساله ، وصف زمين‌ها و درياها و افلاك و نجوم و آثار علوى و حوادث جوّى را آورده كه با ديگر نامه‌هاى ارسطاطاليس به اسكندر درباره تدبيرهاى